مقاله دیگری که در تایید توزیع مستقیم پول نفت میان مردم است از مارتین سندبو (Martin E. Sandbu ) است که آن را محمدرضا فرزانگان به ما معرفی کرده است که در اینجا می توانید این مقاله را هم ببینید. بنابر پیشنهاد دکتر خیرخواهان، بزودی مانیفست دفاع از توزیع مستقیم نفت را هم کامل تر کرده و فهرستی هم در ابتدای آن تعبیه خواهم کرد.
مقاله دیگری که در تایید توزیع مستقیم پول نفت میان مردم است از مارتین سندبو (Martin E. Sandbu ) است که آن را محمدرضا فرزانگان به ما معرفی کرده است که در اینجا می توانید این مقاله را هم ببینید. بنابر پیشنهاد دکتر خیرخواهان، بزودی مانیفست دفاع از توزیع مستقیم نفت را هم کامل تر کرده و فهرستی هم در ابتدای آن تعبیه خواهم کرد.
بعضا گفته می شود که برخي از كشورها نظير نروژ، با وجود منابع طبیعی فراوان، دچار نفرین منابع نشده اند. و توانسته اند از منابع خود به بهترین شکل استفاده کنند و به عبارت یکی از دوستان؛ "توانسته اند منابع خود را بخوبی مدیریت نمایند!! چرا ما نتوانیم". این سوال سوال مهمی است، اما برعکس آنچه به نظر می رسد، پاسخ را در درون خود ندارد. چرا که مسیله مهم و بی بدیلی را نادیده گرفته است که شایان بذل توجه فراوان است. در این مقاله سعی خواهد شد تا به اختصار نشان داده شود که مشکل کشورهای نفتی مدیریت نیست، که عوض شدن یا تغییر یک نفر یا نفر دیگر و یا ایجاد فلان و بهمان صندوق تغییر عمده ای بوجود آورد، مشکل این کشورها نهادهای آن کشورهاست که سبب می شوند منابع نفرینی شوند و یا برعکس. {در این نوشته سعی خواهد شد به گونه ای بسیار ساده و قابل فهم برای عموم، این مسئله و عوارض آن کاویده شود} در مباحث مربوط به نفرین منابع، نقش نهادها بسیار برجسته می شود و مورد تاکید قرار می گیرد، نهادهای یک کشور در این مسیر، یعنی در مسیر نفرینی شدن و یا موهبت بودن منابع طبیعی، نقشی اساسی و بی بدیل بازی می کنند. بطوریکه با وجود نهادهای خوب و کارآمد می توان انتظار داشت که منابع طبیعی تبدیل به مصیبت نشوند و حتی در برخی اوقات نقش موهبت را هم بازی کنند. در این عرصه مقالات بسیاری نوشته شده است. بطور خلاصه آنچه در غالب مقالات این حوزه مورد تاکید است را می توانید در نمودارهای زیر در ادامه مطلب مشاده کنید:
ادامه مطلب
(ترجمه، تلخیص و گردآوری از محمدصادق الحسینی)
مقاله ای که پیش روی دارید، ترجمه، تلخیصی و تالیفی است از قسمت اول مقاله اقتصاددان شهیر تولوادور گیلفیاسون با نام( NATURAL RESOURCES AND ECONOMIC GROWTH: WHAT IS THE CONNECTION?) که در سال 2001 نوشته شده است. این مقاله برای درک ابتدایی و نسبتا جامع از مفهوم مصیبت منابع(resource curse) بسیار مفید و مثمرثمر است. در این بخش به بسترهایی که مصیبت منابع را ایجاد می کنند از نظر گیلفاسون و نیز از نظر سایر اندیشمندان این حوزه می پردازیم. سعی بر آن است تا حد امکان تمامی بسترهای ذکر شده در این قسمت جمع آوری گردد و به بیان آید. اما در قسمت بعد؛ تجربه اپک را در برابر تجربه نروژ به نظاره نشسته و علل موفقیت دومی و شکست اولی را بررسی می کنیم.
ساختار مدلهاي رايجي كه رابطه ميان فزوني منابع و رشد اقتصادي را بررسي مي كنند، تقريبا هميشه يكسان و مشابه بوده است. يك افزايش يا يك وابستگي به منابع طبيعي، بر روي برخي از متغيرها و مكانيسم هاي نامعلومي اثر مي گذارد كه آنها سبب ساز كندي و يا صدمه ديدن رشد اقتصادي مي شوند. يك چالش بسيار مهم براي تئوريسن هاي رشد و نيز اقتصادداناني كه به مطالعه و بررسي تجربي در اين گرايش مي پردازند، مشخص نمودن و تعريف كردن تقريبي اين متغيرها و مكانيسم هاست.
تا به امروز، چهار بستر و طريقه اصلي براي اثرگذاري منابع طبيعي بر كندي رشد اقتصادي در ادبيات علم اقتصاد شناسايي و پيشنهاد شده است.(هرچند طبق مطالعات ما این بسترها به 7 بستر هم قابل گسترش است که در این مقاله آمده است) همانطور كه مشاهده خواهيم كرد؛ اين بسترها مي توانند بعنوان انواعي از برون راني(Crowding Out) توصيف شوند. بعبارت ديگر آنطور كه عموما استدلال شده است؛ سرمايه طبيعي، گرايشي به برون راندن ديگر انواع سرمايه ها دارد. و بنابراين باعث كندي رشد مي شود.
ادامه مطلب
